آمیتیس بانوآمیتیس بانو، تا این لحظه: 14 سال و 5 ماه و 2 روز سن داره

آمیتیس گل سرخ مامان و بابا

آرام

1392/6/22 13:06
نویسنده : مامان آرام
807 بازدید
اشتراک گذاری

سه شنبه مامانی اومد پیشمون بعد هم دایی افشین و آنیتا اومدن عصری هم رفتیم آرایشگاه موهات رو کوتاه کردیم :)

 

چون تو محل قدیمیمون بودیم تا ما تو نوبت آرایشگاه بودیم مامانی رفت خونه ی دوستش ... بعد که رفتیم دنبالش چند تا گربه اونجا بودن که از آدم نمیترسیدن! تو هم حسابی باهاشون بازی کردی!

 

4شنبه عصری رفتیم شهروند ... تو دیدی 1 بچه تو این چرخها نشسته دست بابا رو گرفتی رفتین یه دونه پیدا کردین و نشستی و بابا هلت میداد ... بعد تا وایمیستاد غر میزدی و خودت رو تکون تکون میدادی یعنی راه برو:))

 

راستی چند روزه به به میگی :* اول میگفتی به مه ♥ ولی الان شده به به♥♥♥

 5شنبه هم با افشین اینا اومدیم دماوند ... عصرش هم یه سر زدیم به دایی حسین بابا مرتضی ... خاله مریم اینا هم بودن و حمید و بهاره هم بودن ... خیلی سردتر از جای ما بود و فک کنم سرما خوردی:(( دیشب از 2 تا 6 صبح بیدار بودی و من رسمااااا داغونم:((

آغا اسم پست برا این آرام ه که 242 با حروف ابجد میشه آرام:))

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (16)

لی لی مامی آرشیدا
22 شهریور 92 13:46
ای جوووون مبارکه خاله چه ایده جالبی برای پستتون گذاشتیدشماکه به وبلاگ ماسرنمیزنیدولی من عاشق آمیتیسم


♥♡♥♡♥♡
خاله میدونی چیه؟؟؟ من سری اول که تشریف میارین چک میکنم ببینم وبلاگ دارین یا نه! بعد احتمالا سری اول که زدم وبلاگتون رو ننوشته بودین و منم که تنبللللللل خخخخخ ایشالا مزاحمتون میشیم زین پس♥
لی لی مامی آرشیدا
22 شهریور 92 16:23
اوکی ممنون ازلطفتون


♥♡♥♡♥♡♥♡
مرجان.مامان آرش
22 شهریور 92 21:53
سلام به 242 و گل سرخ زیبا.
ماچ به لپت گل دختر


سلام خاله مرجان جونم♥ ماچ به لپ آرش گلمون♥
شیدا
22 شهریور 92 21:54
وویییییی چه با کلاس !!! این تینا از وقتی میره تو سلمونی شروع می کنه به اشک ریختن و گریه و زاری تااااااااااااا وقتی که بیایم بیرون !
خلاصه که این کجا و اون کجا

ماچ به لپش


تو هم مردونه میبریش شیدا؟؟؟ مردونه زود تند سریع میزنه موها رو و تموم میشه !
ماچ به لپ تینا♥
ساره دختر خاله نفس
22 شهریور 92 22:05
سلام وب خوبی دارید به وب ما هم سربزنید.لطفا برای 4 تا پست جدید مون نظر بدید ممنون میشم.


ممنون لطف دارین
هانی
22 شهریور 92 22:30
عزیزززززم موهاشو... مبارکت باشه...
آفرین به کلمه های جدید
همیشه به گردش...
خاله چرا نخوابیدییییییی؟؟؟
اسم پست هم خیلی جالب بود آرام جونم....



خاله نمیدونم چرا نخوابید! البته سرما خورده ولی یعنی باعث میشه نخوابه؟؟؟
زهرا
23 شهریور 92 14:21
واي چقدررررررر خااااااانوم تشريف داري شما !

قربون اون خانمانه نشستنت روي صندلي ارايشگاه !

پسرك ما برعكس دخترك شما از اين ماشينا خوشش نمياد ،چرا !؟!؟!؟


هميشه به گردش ٢٤٢ جونم !

وای خاله مرسی اخه من خانومم پسر شما آقا
چمدونم! باهاش صحبت میکنیم ببینیم چرا
مرسی
صدی
23 شهریور 92 15:20
خدا حفظش کنه اصلا یک پارچه خانومه
دوسش میدارم
موهات مبارک باشه منم موهای پانی کوتاه کردم


لطف داری خاله منم پانیسا رو دوست دارم تازشم مبارکش باشههههههه
مریم مامان سام
23 شهریور 92 16:19
جونممممممممم نی نی چه قد خوشگل شده با اون پیرهن خوشگلششششششششششش


رومینا
23 شهریور 92 16:41
مبارکا باشه.ارام جون بعد کلی وقت که عکش گذشتی اخه چرا نیم رخه و پشت به صحنه


بابا تو که میدونی باباش میگه نذار ... این چپر چلاقها رو هم میذارم چون از پست بی عکس خوشم نمیاد
صبا خاله ی آیسا
24 شهریور 92 20:20
عزیزم موهات مباااااارک
ماشاالله چقد بزرگ شدی


مرسی خاله جون
پرند
25 شهریور 92 2:12
سلام آرام جونم
كوتاه كردن موهاي آميتيس بانو مبارك باشه
اين جيگر خاله خيلي خوردني هست از طرف من ببوسيدش


مرسی خاله جون
سمیرامامان آوا
25 شهریور 92 7:58
عزیزززززززززززززززززممبارکت باشه

انشاله هیچ وقت مریض نشی خاله جون


راستی آوا هم خونه مامانی ثریا پیشی داره همش بادمش درگیره میخواد بگیردش اونم نمیذاره و من چون میترسم فقط از دور دادوبیداد میکنم[کلافه


مرسی خاله جونی
امیتیس هم دست نزد! البته طبق گفته ی باباش!!! من که از ماشین پیاده نشدم خخخخخخ
فرناز
25 شهریور 92 10:19
پسسسسس نظر من كوووووووووووووووووو




هنوز تایید نکردم! حس جوابدهی نبود خخخخخخخخخ


فرناز نظری نبود تایید نشده ها!
amitis) ainaz)
25 شهریور 92 23:21
ای ی ی ی جااااااااان.مووووووبارکه موها آمیتیس بانووووووووووی نااااااااز



amitis) ainaz)
25 شهریور 92 23:25
آرام مامان اینا 1پیشی کوچولوی نااااز دارن کاش اونجا بودیم میاوردم آمیتیس خوشگلم میدید و کیف میکرد


آخیییییییییی ای کاش من که نمیومدم جلو ... تو باید باهاش بازی میکردی